بسم رب المهدی (عج)

مبحث دوم پیرامون بحث اقرب طرق الی الله صبر بر مصائب است:

2- صبر بر مصائب

برای صبر بر مصائب پاداش بسیار در نظر گرتفه شده است از جمله:

صبر بر مصائب صواب اجر هزار شهید را دارد

به صابران به غیر حساب پاداش داده می شود

صبر بر از دست دادن عزیز،صبر بر درد و بیماری و رنج و... همه ازگونه های صبر بر مصیبت هستند.

اگر مصیبتی بر شما وارد شد و کسی را از دست دادید انا لله و انا الیه راجعون گویید و صبر داشته باشید.گریه عکس العملی طبیعی است ولی شکوه و بی قراری نباید داشت و نباید ناشکری نمود.

 

داغ علی اصغر علیه السلام بر امام حسین علیه السلام بسیار سخت بود ولی امام حسین علیه السلام می فرمایند: خداوندا چون می دانم مرا می بینی این داغ بر من آسان است.

و یا جمله بسیار تکان دهنده حضرت زینب علیه السلام که در روز عاشورا اینگونه می فرمایند : خدایا این کم را از ما قبول کن.این یعنی صبر بر مصیبت نه راحت بودن تحمل این مصیبت عظما.این یعنی سختی را برای این تحمل می کنم چون رضا و خوشنودی پروردگارم در آن است.

ابوذرغفاری هر گاه فرزندی نصیبش می شد این فرزند هنگامی که بزرگ می شد و به سن جوانی  می رسید از دنیا می رفت. شخصی به او گفت: چرا خدا هر فرزندی را به تو می دهد از تو می گیرد؟

ابوذر به او پاسخ داد: خدا را شکر مکنم که خداوند متعال بچه های من را گرفت و از دار فنا به دار بقا برده است.

 

یکی از فرزندان امام صادق علیه السلام در بستر مرگ بودند، ایشان پریشان حال بودند و سوره احزاب را بر بالین او می خواندند.

( نکنه: هنگامی که شخصی محتضر است سوره احزاب را در کنار بالین او بخوانید تا راحت جان دهد یا اگر باید بهبود بیابد زیاد سختی نکشد. )

فرزند ایشان از دنیا رفت. اصحاب انتظار داشتند که حضرت شروع به جزع و فزع بیشتری کنند. ولی اینگونه نشد.

علت را که از امام پرسیدند ایشان فرمودند: ما اهل بیت قبل از مصیبت جزع و فزع می کنیم و زمانی که قضای الهی رخ داد ما راضی به رضای خدا هستیم.

خداوند به بنده خود میگوید من مصلحت تو را می دانم پس چرا اینگونه بی تابی می کنی؟!

انسان اگر همیشه در نظر داشته باشد که خداوند او را آفریده و به خیر و شر او آگاهی کامل دارد هیچگاه از خدا غیر رضای او را نمی خواهد.

* عالمی برای مرگ پسربچه اش خیلی گریه و بی تابی می کرد، شب خواب دید که زمانی رسیده که او عالم بزرگ شهر شده است و فرزندش بزرگ شده و شده لات اول شهر ! و آن عالم دعا می کرد که ای کاش مرده بودی،ای کاش مرده بودی.! و اینگونه حکمت کار خدا را دانست و آرام گرفت.

* آیت الله بهالدینی 40 سال بیمار بود وقتی فکر کرد دید اگر مریض نمی بود غرور به سراغش می آمد و هیچگاه نمی توانست این گونه به اسلام خدمت کند.

 

رحمت خدا شامل حال صابرین است و خداوند فرد صابر را هدایت می کند و به سرمنزل مقصود و هدایت می رساند.

 

یکی از گروه هایی که شیطان گفته که نمی تواند حیله ای را در مورد آنها بکار ببرد صابران بر مصیبت هستند.

انسان باید وقتی مصیبتی می رسد جزع و فزع نکند و در مصائب و مشکلات بداند که به صلاح اوست یا می خواهند پاکش کنند یا درجه قرار است بگیرد یا مقامش بالا تر برود.

داستانی از صبر:

در شهر مشهد عقد دختر و پسری از علمای شهر بود که هر دو از سادات بودند، شب عقد یکی از علمای بزرگ شهر وارد مجلس شدند ، فرمودند که دیشب خواب امام زمان (عج) رو دیدم.ایشان نزدیک منبری که در صحن مسجد گوهر شاد قرار دارد و منصوب به امام زمان (عج) می باشد ایستاده اند و فرمودند: امشب پسری از ولایت ما با دختری از ولایت ما ازدواج می کنند.

عقد این دو جوان خوانده شد،

وقتی پسر رفت تا دختر را ببیند با گریه فراوان از اتاق بیرون آمد!

خانواده علت را که پرسیدند جواب دادند

 که من به حرم امام رضا علیه السلام رفتم و از او خواستم دختری را که من در خواب دیدم برای من انتخاب کنند. شبی خواب دیدم که امام رضا علیه السلام خطبه عقد من را با همان دختر  می خواند.

و امشب دختری که اینجاست همان دختر است!

و اما حاصل این ازدواج آسمانی سه فرزند بود، دو فرزند معلول و یک فرزند سالم که 17 ساله که شد از دنیا رفت!

"هر چه مقام بالاتر باشه مصیبت ها بیشتر می شود"

در یک حدیث قدسی آمده است که:

خداوند متعال می فرمایند:

مشکلی که به تو دادم به صلاح تو بود اما تو روزی هزار بار هر جا نشستی آبروی مرا می بری( دردت را مدام برای دیگران باز گو می کنی)، و تو روزی هزار بار گناه می کنی ولی من آبروی تو را نمی برم!