بسم ربِّ المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

از اتفاق های زندگی باید درس گرفت

من و my loveرفته بودیم مراسم تشییع پیکر یکی از شهدا

هوا گرم بود و همه تشنه

مسئولین برگزاری مراسم در طول مسیر ایستگاه های صلواتی زیادی قرار داده بودند.

ما تشنمون بود ولی نه خیلی زیاد(فعلم نیومد!نیشخند)

هر جا که به ایستگاه ها می رسیدیم یه ایراد می گرفتیم به آب یا شربتی که می دادن و رد می شدیمنیشخند

 

مثلا :

این پارچ آبش تمییز نیست!

این یکی رو خدا بدونه چه جوری شربت رو درست کردن!

یکیشون که  آب معدنی میداد ایرادمون نیومد گفتیم خدا می دونه هزینش رو کجا داده!!!!!

خلاصه تا خود گلزار شهدا ما به تموم ایستگاه های صلواتی ایراد گرفتیم

مراسم که تموم شد 

ساعت نزدیکای یک ظهر بود(نزدیکای اذان ظهر) دیگه یه خورده خیلی (!) تشنمون شده بود مجبور شدیم از یکی از ظرفای آب که نزدیکمون بود آب بخوریمسبز

چشمتون روز بد نبینه تا دو روز ما  سر درد و دل پیچه داشتیمنیشخند

خلاصه اینکه واسمون درس عبرت شد که اینقدر از همه چیز ایراد نگیریمنیشخند

......

به نظر من انتخاب همسر درست مثل خوردن یک لیوان آب می مونه!

آب زمانی قابل استفاده برای خوردنه که از فیلتر های قوی و مناسبی عبور کرده باشه.

در این صورت انسان با خیال راحت و بدون دغدغه می تونه اون یک لیوان آب رو نوش جان کنه چشمکنیشخند

پ.ن:فقط مراقب باشید اونقدر تشنه نباشید که مجبور باشید هر آبی رو بخورید.نیشخند